اینکه هر دفه شب به خودم قول میدادم کلاس هشت صبح فردا رو حتتتتمن برم بعد هفت صبح پا میشدم میگفتم کوووون لقش بذا بخوابم کلی رو اعتماد به نفسم تاثیر منفی گذاشته بود...
هی فکر میکردم خاک بر سرم که حتی اراده م تو سحرخیزی هم به بابام نرفته...
ولی این چند روزی که ساعت شیش پا میشم میرم دنبال یه لقمه نون حلال جبران کرده داستانو
مخصوصا که شباش هم دیر میخوابم...
اونی که میگه کار جوهر و فیلان مرده حرفش خیلیم الکی نبوده...
تازه میشه در حین کار برا کنکور هم بخونم...
کیر تو دانشگا رفتن که انقدر مزاحم همه چیزه :)))))
برچسب:
نویسنده: پارسا عباسی